آسمان را چون قدح در دست می گیرم
و آن زلال ناب را سر می کشم
سر می کشم تا قطره اخر
می شوم از روشنی سیراب
نور اینک در رگ های من جاری است
آه اگر فریادم از این خانه تا کوی و گذر می رفت
بانگ بر می داشتم :
ای خفتگان هنگام بیداری است .
آسمان را چون قدح در دست می گیرم و آن زلال ناب را سر می کشم سر می کشم تا قطره اخر می شوم از روشنی سیراب نور اینک در رگ های من جاری است آه اگر فریادم از این خانه تا کوی و گذر می رفت بانگ بر می داشتم : ای خفتگان هنگام بیداری است .