تبليغاتX

در خرابات مغان نور خدا می بینم ... این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم ... جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو ... خانه میبینی ومن خانه خدا میبینم

خرابات مغان - نصیحت های یه بابای مهربون به دخترش

 دختر گلم سلام علیکم

امیدوارم حال شما  خوب باشد و سلامتی را به خوبی لمس نمایید

دخترم من قبول دارم که بعضی وقتها انسان به یک مرحله ای از زندگی می رسد که پیش خودش فکر میکند که نه راه پیش دارد نه راه پس البته این بدین معنا نیست که فکر کنی راهی نیست و انسان ساکن می ایستد خیر بلکه یک مرحله نوینی را در حال طی دارد و خودش هم گاها بی اطلاع است
زندگی فعلی شما یک زندگی در حال رشد و تکامل است و آرام آرام شما را برای مرحله بعدی با مسئولیت بیشتر و با تراکم کاری بیشتر و بعضا رشد انسانی  بیشتری  آماده می کند و این خود شما هستید که باید آینده خودت را با درایت عقل ترسیم کنی
وقتی در یک کشتی نشستی و در دریا طی طریق میکنی ابتدای حرکت از ساحل امواج آرام و دل انگیز است و اصلا به فکر طوفان و خطر نیستی و یک آرامش شیرین و به یاد ماندنی برایت تداعی می شود اما وقتی از ساحل دور شدی  وسعت دریا را می بینی که دور تا دور آب است و بس باز هم شیرین است که می بینی در یک کشتی نشستی و دریای به این بزرگی زیر پایت است اما وقتی دریا آرام آرام طوفانی شد و کشتی را به این سو وآن سو برد ترس ذاتی بر شما غلبه می کند و خود را در برابر طبیعت دریا و خصلت دریا کوچک می بینی اما وقتی احساس می کنی هنوز زیر پایت سفت است و دریا نتوانسته تورا مغلوب خودش کند کمی امیدوار
 می شوی و برای نجات مشغول فکر و مبارزه با امواج خروشان دریا می شوی و چاره ای جز این هم نداری و باید برای نجات جان کاری کنی
دخترم زندگی هم همین است گاهی شیرین گاهی تلخ گاهی خنده گاهی گریه اما این ما هستیم که باید صبور باشیم و با قدرت خدا دادی سختیها را مغلوب کنیم وقتی سختیها را مغلوب کردیم لذت و طعم شیرینی پیروزی را می چشیم البته منطق درونی را نباید از مدار قلب و روح خارج کرد
حالا مدارقلب و روح چیست؟
من و شما  توسط شخصی دیگر و با یک ایمیل ساده با هم آشنا شدیم و این آشنایی به گونه ای است که من شما را دخترم و شما من را پدرم خطاب می کنیم
چرا؟
چون یک ارتباط عاطفی که هم در وجود شما و هم در وجود من جاری است این علاقه را بوجود آورده
من و شما وقتی خودمون را احساس کردیم و با محیط آشنا شدیم پی به وجود خانواده از قبیل پدر . مادر . برادر .خواهر و دیگر اقوام بردیم و چون خون در رگهایمان جاری است عاطفه را در سراسر بدن جاری میکند
و سر چشمه این عاطفه قلب و نهایتا محضر الهی است که سیم را وصل می کند
من در اوایل آشنایی گفتم خودت را با خدا تنها کن و هر حرفی داری بدون رودرواسی بگو هر خواسته ای داری بگو ببین جواب می گیری یا نه؟
اگر گرفتی که هیچ ولی اگر نگرفتی ببین مشکل کجاست
من و شما داریم با هم با تلفن حرف می زنیم یک دفعه تلفن به دلائلی قطع می شود.
حالا اینجا من و شما باید علل را بررسی کنیم
آیا تلفن خراب شده؟
آیا سیم قطع شده؟
آیا مخابرات به خاطر عدم پرداخت  مصرف تلفن را قطع کرده؟
من از قصد قطع کردم یا شما؟
کدامیک؟
بالاخره نقص را پیدا می کنیم و آن را رفع می کنیم
خوب ارتباط با خدا هم همین است
نماز نمیخوانی؟
دعا نمی خوانی؟
با خدا کاری نداری؟
ظلم میکنی؟و.......
کدامیک؟
دخترم نا امیدی یکی از بزرگترین گناهان است
من نمی گویم شما بی انگیزه شدی نه اما می گویم که شیطنت جوانی باعث شده که ناخواسته می خواهی پله های ترقی را ناگهان طی کنی
درست است که انسانها در عالیترین مقام هستند اما رتبه هم شرط است
فکرت را مشغول غیر نکن با خودت حرف بزن و بگو چه می خواهی از من چه توقعی داری؟
یک ربع فقط کافیه که یک ربع با خودت جدی باشی و خواسته ات را به خودت بگویی آنوقت می بینی که که هستی چه قدرتی داری و در چه مرتبه ای از زندگی هستی
دختر قشنگم
وقتی تو این افکار برایت پیش می آید خداوند متعال به فرشتگانش می گوید ببینید بنده من خودش را برای فکر کردن آماده میکند و نهایت فکر پی به تمامیت وجود من می برد
یک کلمه فقط یک کلمه
توکلت علی الله
ولی چند روزه ازش خبر ندارم خیلی دلم براش تنگ شده  خدا کنه هر کجاست شاد باشه و سالم
+ نوشته شده توسط خراباتی در 85/03/22 و ساعت 10:28 |